نمیدونم اسمش رو چی بذارم!!!!؟؟؟؟؟ شاید از خود گذشتگی..؟! نه خسته شدم...نه کم آوردم... ولی تا کی دویدن و نرسیدن..؟؟؟هر چه بیشتر تلاش میکنم،کمتر پیدات می کنم! میدونی تو ما رو محدود کردی به دیدار...پس کی...کجا حرف دلم رو بزنم...؟؟؟گاهی آنقدر دلتگ میشم که فقط می خوام حرف بزنم...دست خودم نیست...ولی تو عذاب می کشی...میدونم.. پس بهتره که تنهات بذارم،تا عذاب نکشی!! اینجوری من یه ورود ممنوع جلو خودم میبینم و دیگه.... عذاب من هم که...دیگه عادت شده برام! به امید روزی که عاشق بشی و درک کنی عاشقی را... شاید آن روز بفهمی چه دردی داره با پاهای زخمی و خسته دویدن و هرگز نرسیدن...
نظرات شما عزیزان:
.gif)
از وبلاگ قشنگ و ساده شما خیلی خوشم بود ، اگه خواستی یه کمک درآمد مستمر و یک کار معروفی داشته باشی ، یه تماس بگیر ، باشه
کار حلاله حلال و یک خدمت جهانی و ماندگار برای مردم میهن عزیزمونه
09359794711 محمدی
غلامتم به مولا علی(ع)
از وبلاگ قشنگ و ساده شما خیلی خوشم بود ، اگه خواستی یه کمک درآمد مستمر و یک کار معروفی داشته باشی ، یه تماس بگیر ، باشه
کار حلاله حلال و یک خدمت جهانی و ماندگار برای مردم میهن عزیزمونه
09359794711 محمدی
غلامتم به مولا علی(ع)